هیچ کی نفهمه، شما که خودتون می فهمید

در فیلم جدایی نادر از سیمین دیالوگی بود که به قول بازاریابان دیجیتال «وایرال» شد.

نادر (پیمان معادی): ایشون یه دلیل برا من بیاره چرا باید تو این موقعیت پاشیم بریم خارج؟ / سیمین (لیلا حاتمی): تو یه دلیل بیار چرا باید بمونیم؟ / نادر: من هزار تا دلیل برات میارم. / سیمین: یکیشو بگو. / نادر: یکیش پدرم، من پدرمو نمی تونم ول کنم، بازم بگم؟! / سیمین: ولی زنتو… می تونی ول کنی! / نادر: من کی تورو ول کردم؟ تو منو کشوندی دادگاه، تو برای من دادخواست طلاق فرستادی! / ۱سیمین: اون نمی فهمه که تو پسرشی؟ / نادر: من که می فهمم اون پدرمه

بسیاری از آن برای یادآوری ارزش و علت حمایت از والدین سالمند استفاده کردند، که به حق ارزشی مهم است. اما به نظر نگارنده، این دیالوگ به غیر از ارزش فوق، می تواند دلیلی باشد بر مفهومی که پرچمداری اش می کند. (یا لاقل من برای مقدمه بحث از آن استفاده کردم.!)

سوال اساسی این است: «آیا در رفتارهای روزمره و تعاملاتمان باید طبق ارزش های خود عمل کنیم یا باید درگیر بازی رقابتی نهانی شویم که در هر اجتماع «معمولی» وجود دارد. مثال می زنم: «کارمندی را در نظر بگیرید که در یک شرکت خصوصی کار می کند. (احتمالا استارت آپ) و همیشه به موقع سرکارش حاضر می شود. اما وی به مرور متوجه می شود که به موقع سرکار بودن و بازدهی از ارزش های عملی سازمانش نیست و هیچ کس به او و کارهایش توجهی نمی کند. جای او بودید چه می کردید؟»